ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

145

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پس از اين پيشامد ، بهرام چوبينه و يارانش از خشم هرمز انديشناك شدند و او را از پادشاهى بر كنار كردند و به سوى مدائن شتافتند و چنين وانمودند كه خسرو پرويز ، پسر هرمز ، براى شاهنشاهى ايران بيش از هرمز شايستگى دارد . در اين باره برخى از درباريان هرمز نيز آنان را يارى كردند . منظور بهرام از اين كار آن بود كه هرمز را دربارهء پسر خود ، خسرو پرويز ، بدگمان سازد و خسرو پرويز را نيز از پدر بيزار كند و آن دو را به جان يك ديگر بيندازد تا چنانچه خسرو پرويز پيروزى يافت ، كنار آمدن با او براى بهرام آسان باشد و اگر بر عكس ، هرمز بر پسر خود چيره شد ، بهرام نجات يابد و با دو دوزه بازى خود ، دل هرمز را به دست آورد و مقصود خويش را به وسيلهء هرمز عملى كند . مقصود او نيز رسيدن به سلطنت و پادشاهى بالاستقلال بود . [ ( 1 ) ]

--> [ ( 1 ) ] - دربارهء اين پيشامد ، تاريخ بلعمى پس از اشاره به دستگيرى برموده مىنويسد : بهرام او را با شش هزار اسير ديگر به سوى هرمز فرستاد با سرهنگى نام او مردانشاه . و هر چه غنيمت از زر و سيم و از ديگر چيزها و سلاح بود ، سوى هرمز فرستاد . و آن تاج و تخت زرين و خواسته ، همه را بر سه هزار اشتر بار كرد و بفرستاد . چون پسر پادشاه تركان ( يعنى برموده ) نزديك مداين رسيد ، هرمز براى اين كه او پسر دائى وى بود به احترام خويشاوندى به استقبال او رفت و او را جائى نيكو فرود آورد . و چهل روز او را نيكو همى داشت . و خلعت و پاداش به دو داد . و نامه كرد به بهرام كه : « او را باز به تركستان بفرست ، بقيه ذيل در صفحه بعد